
به گزارش ورزش سه، سالها مقصر جلوه دادن کریستیانو رونالدو در ناکامی تیمهایش، از رئال و یوونتوس و یونایتد گرفته تا النصر و تیم ملی پرتغال، پردهای از دود بود برای مخفی کردن ضعفهای ساختاری باشگاهها. در جنگهای نظامی برای گمراه کردن دشمن از نارنجکهای دودزا برای گمراه کردن استفاده میشود و متهم کردن رونالدو دقیقا همین دودی بود که برای گمراه کردن افکار عمومی ایجاد میشد. تاریخ حالا که کریستیانو از تیم ملی پرتغال کنارهگیری کرده دارد آن دروغها را برملا میکند.
رونالدو سالها در تیررس زهرآلودترین انتقادها بود. هر زمان که تیمی که او برایش بازی میکرد زمین میخورد، انگشت اتهام بلافاصله به سمت او نشانه میرفت، حضورش سادهترین توجیه برای توجیه هر بحرانی بود و رفتنش، نسخهای جادویی برای بازگشت آرامش.
به او برچسب خودخواهی زدند و گاهی حتی انبوه گلهایش را نشانهای از اختلال در کار تیمی دانستند. ستاره پرتغالی در بحرانهایی مجرم معرفی شد که خودش نقشی در آنها نداشت.
در این یادداشت میخواهیم مروری داشته باشیم بر ایستگاههای بزرگ دوران فوتبال او تا واقعیت مشخص شود. تیمهایی که رونالدو آنها را ترک کرد اگرچه همه با خاک یکسان نشدند، اما بدون استثنا وارد دورههایی فرسایشی و سراسر افت، بیثباتی و بازسازیهای پرهزینه شدند. این واقعیتی غیرقابل انکار است: رونالدو صرفا یک ماشین گلزنی نبود، او در ترکیب چنان وزنه مهمی بود که پر کردن جای خالیاش ناممکن بود.
رئال مادرید: حفرهای به وسعت ۴۵۰ گل
دوران حضور در مادرید درخشانترین فصل زندگی حرفهای او بود. خریدی رکوردشکن از منچستریونایتد که به بهترین گلزن تاریخ رئال تبدیل شد. کریس در ۹ فصل، ۴۳۸ بازی رسمی انجام داد، ۴۵۰ بار تور دروازه حریفان را لرزاند و ۱۶ جام قهرمانی شامل ۴ لیگ قهرمانان اروپا، ۲ لالیگا، ۲ کوپا دل ری، ۳ سوپرجام اروپا، ۳ جام باشگاههای جهان و ۲ سوپرجام اسپانیا را برای رئال فتح کرد.
وقتی رونالدو در تابستان ۲۰۱۸ راهی تورین شد، فاجعه فقدان گلهای او دهان باز کرد. رئال مادرید فصل ۱۹-۲۰۱۸ را بدون حتی یک جام بزرگ به پایان رساند و با شکست تحقیرآمیز ۴ بر ۱ مقابل آژاکس در سانتیاگو برنابئو از چمپیونزلیگ کنار رفت. مادرید هرچند سالها بعد دوباره سرپا شد و جامها را فتح کرد، اما پر کردن آن خلأ خط حمله سالها طول کشید.

روشنترین اعتراف را کریم بنزما داشت که گفت: «کریستیانو در هر فصل ۵۰ گل میزد و من مجبور بودم خودم را با سبک بازی او وفق بدهم. رفتن او وظیفه متفاوتی روی دوشم گذاشت و ناچار شدم هر طور شده بازیکنی باشم که نتیجه بازیها را مشخص میکند.» این شهادت از زبان بازیکنی بود که بیشترین سود را از رفتن رونالدو برد، اما نتوانست بزرگی نقش او را انکار کند. مارسلو، نزدیکترین دوست کریستیانو در برنابئو گفت: «هر تیمی در دنیا بهترین بازیکن جهان را از دست بدهد دلتنگش میشود. همه آرزو داشتند کریستیانو در تیمشان بازی کند.»
یوونتوس: ۱۰۱ گل، ۵ جام
در تورین هم ردپای رونالدو کمرنگ نبود. او سال ۲۰۱۸ با رویای پایان دادن به حسرت اروپایی بیانکونری به ایتالیا رفت و در سه فصل، آمار خیرهکننده ۱۰۱ گل در ۱۳۴ بازی رسمی را ثبت کرد و ۵ جام شامل ۲ اسکودتو، یک جام حذفی و ۲ سوپرجام ایتالیا به دست آورد. با این حال، حذفهای پیاپی از لیگ قهرمانان باعث شد منتقدان او را متهم به برهم زدن هویت یووه کنند.
اما جانلوئیجی بوفون حقیقت ماجرا را گفت و در تاریخ ثبت کرد. او با وجود اشاره به کمرنگ شدن ژن تیمی یووه، صراحتاً گفت این کمرنگ شدن تقصیر رونالدو نبود. کریستیانو آنچه را که از او خواسته شده بود موبهمو در زمین پیاده کرد و مشکل اصلی در ناتوانی برخی دیگر از بازیکنان برای هماهنگی با ستارهای در این قد و قواره خلاصه بود.

جورجو کیهلینی، کاپیتان سابق بانوی پیر این تحلیل را تکمیل کرد و گفت رونالدو اگر تیمی متناسب با تواناییهایش در کنار خود میدید ویرانکننده بود و جدایی دیرهنگامش در آگوست ۲۰۲۱ شوک فلجکنندهای به ساختار تیم زد.
بعد از رفتن او، سلطه ۹ ساله یوونتوس بر سری آ از بین رفت و تیم وارد بحرانی طولانی شد تا اینکه در فصل ۲۴-۲۰۲۳ توانست بار دیگر به جام قهرمانی برسد.
منچستریونایتد: بازگشت به خانهای ویران
تابستان ۲۰۲۱ اولدترافورد با هیجانی وصفناپذیر به استقبال پسری رفت که بعد از سالها دوری از خانه برگشته بود. رونالدو در اولین فصل حضور دوباره در یونایتد، با وجود افت شدید نتایج منچستر و آشفته بودن تیم، ۲۴ گل زد و مقتدرانه بهترین گلزن شیاطین سرخ شد.
ورود اریک تنهاخ اما صحنه را تغییر داد. کم شدن دقایق بازی، برخورد نامناسب و تنشهای مداوم سرمربی باعث شد کریستیانو مصاحبهای جنجالی با با پیرس مورگان انجام بدهد و در نهایت در نوامبر ۲۰۲۲ قراردادش را فسخ کند. رونالدو در دو مقطع حضورش در یونایتد رویهم رفته ۱۴۵ گل در ۳۴۶ مسابقه به ثمر رساند و ۸ جام شامل ۳ قهرمانی لیگ برتر و یک لیگ قهرمانان اروپا فتح کرد.

ریو فردیناند پیش از جدایی رونالدو هشداری تاریخی داده بود: «اگر اجازه بدهید او برود، منچستریونایتد ۲۴ گل را از کجا تامین خواهد کرد؟» خود رونالدو هم گفته بود مشکل الدترافورد به زیرساختها، نوع مدیریت و ریشههای باشگاه بازمیگردد و با عوض کردن مربی و بازیکن حل نمیشود. گذشت زمان و سریال ناکامیها و اخراجهای پیاپی مربیان پس از او نشان داد آدرس بحران جای دیگری بود و رونالدو سپر بلای بیکفایتی دیگران شده بود.
ژسوس و تیم ملی پرتغال در همان تله خواهند افتاد؟
تیم ملی پرتغال تیمی است که رونالدو همیشه برایش اهمیتی خاص قائل بوده است. اگر بیانصاف نباشیم باید بپذیریم که هویت فوتبال پرتغال به اسم او گره خورده است. پیش از ظهور کریستیانو، پرتغال هیچ جامی نداشت، اما با درخشش او به قهرمانی یورو ۲۰۱۶ و دو قهرمانی لیگ ملتهای اروپا در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۵ دست یافت.
کریس پیراهن ملی را پس از ۲۳ سال جنگیدن (از ۲۰۰۳ تا اعلام بازنشستگی در ۵ نوامبر ۲۰۲۶)، با حضور در ۲۳۴ مسابقه ملی و ۱۴۶ گل به عنوان برترین گلزن و باسابقهترین بازیکن تاریخ بازیهای ملی به موزه سپرد. رونالدو به تیمی که روزگاری به میانهروی عادت داشت، روحیه جنگیدن برای رسیدن به جام داد.

ژرژ ژسوس و نسل جدید پرتغال در آزمونی سخت روبهروی حقیقت ایستادهاند. عصری که یک فوقستاره تمام فشارهای رسانهای و فنی را روی دوش خود حمل میکرد به پایان رسیده است. اینکه تمام ناکامیهای گذشته به پای او نوشته شود ناعادلانه بود و رفتنش ضامنی برای پیروزی نخواهد بود. ژسوس اگر شک دارد باید از رئال مادرید، یوونتوس و منچستریونایتد بپرسد.
ماههای آینده نشان خواهد داد که آیا پرتغال بدون تکیهگاه تاریخیاش میتواند همچنان یکی از تیمهای مهم دنیا بماند یا آنها هم طعم واقعیت تلخ فقدان کریستیانو را خواهند چشید.